تبليغاتX
درآمدی بر مطالعات دین - «بررسي مفهوم ايمان»


فهم ايمان به مثابه يك مفهوم كليدي در حوزه دين مي‌تواند به تمايز آموزه‌هاي ايمان اسلامي با آموزه‌هاي مكاتب و اديان ديگر نيز كمك شاياني نمايد. در ميان متكلمان مسيحي توماس آكويناس و مارتين‌لوتر از سردمداران كليساي كاتوليك و پروتستان به تحليل ماهيت ايمان پرداخته‌اند. از ديدگاه آكويناس ايمان به غيب تعلق مي‌گيرد. پس مي‌توان تأملات آكويناس در باب ايمان را در راستاي باور قلبي معنا كرد. لوتر به الاهيات مبتني بر ايمان تأكيد ورزيد كه به‌وسيله آن انسان در كوشش خود در بازگشت به خدا عاجز است. در حقيقت ايمان امري است كه كه به‌وسيله روح‌القدس در وجود مؤمن تحقق مي‌يابد. يك فيلسوف دانماركي از ايمان به جست زدن در درون آن به جاي كسب آن از طريق عقلانيت تعبير كرد. او مسئله را از آنجا طرح مي‌كند كه خدا به ابراهيم نبي دستور مي‌دهد كه تنها فرزندش را به قربانگاه بياورد و در يك كار غير عقلاني و غير اخلاقي سر ببرد و ابراهيم بي‌چون و چرا چنين مي‌كند.

   

ايمان يكي از مهمترين عبارتهاي كليدي در قرآن و متون ديني محسوب مي‌شود و تمامي اقوال و افعال انسان ديندار بر مبناي ايمان سنجيده مي‌شود. از نظر روش‌شناختي تنها در يك صورت مي‌توان از اعمال و رفتار شخص به تدوين معيارها و شاخصهاي رفتار ديني رسيد و آن توجه به الگوهايي است كه خود دين توسط پيام وحياني آنان را به عنوان مدل معرفي كرده است: «قطعاً براي شما در اقتدا به رسول خدا(ص) سرمشقي نيكو است». از نظر متكلمان شيعه ايمان اين ويژگي‌ها را دارد: اعتراف نفس به حق از سه طريق زباني، قلبي و عملي. آنچه در مصداق اسلام است، ثابت است كه بازتابش در عمل فرد است. ايمان موجب تقرب هرچه بيشتر شخص به خدا مي‌شود. ايمان يعني اظهار صادقانه برخاسته از معرفت و اجتناب از همه گناهان كبيره. ايمان به قلب مربوط مي‌شود و جايگاه ايمان قلب انسان است. چه در فرايند ايجاد و چه در جريان بالندگي ايمان، بايد توجه داشت آگاهي‌ها و معارف نظري و يا اعمال و رفتارها به نتايج ايماني منتهي نخواهد شد و يا از ايمان نشأت نخواهد گرفت مگر آنكه در تمامي اين حالات باور قلبي از آموخته‌ها و اعمال ناشي از آن معرفتها وجود داشته باشد. كفر و ايمان هر دو اموري عاطفي و انعكاسي از حالات قلبي هستند. ايمان تسليم قلبي و كفر عناد در مقابل حق است. گوهر ايمان از طرفي تسليم و خضوع و از طرف ديگر باور است كه همراه با معرفت باشد(ولي هر معرفتي ايمان نيست). ايمان مقتضي عمل است. عمل اعم از اعمال جوارحي و جوانحي است. عمل، مقوم ايمان و ياري‌دهنده آن و به نتيجه رساننده ايمان در بعد عمل است. عمل، ثمره ايمان است. ايمان باوري است كه با هيچ شك و ترديدي آميخته نيست. در ساختار مؤمنانه انسان از زندگي خود و همنوعانش، از معناي جهان و عواملش تفسيري دارد كه مي‌تواند حوادث مطلوب و نامطلوب را به‌نحو شايسته‌اي در آن معنا كند. پس نه ابتلائات زندگي را بي‌مهري طبيعت نام مي‌نهد و نه خوشيهاي روزگار او را مست مي‌كند. براين اساس انسان مؤمن آرامش دارد و براساس اين آرامش معرفت‌شناختي، انسان مي‌تواند تعاملي منطقي با جهان داشته باشد.

                                                                        گردآوري: سيدعليرضا تقوي

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387;ساعت 23:14;  توسط محمد نوريان-محمد امين همداني-عليرضا تقوي;  |