تبليغاتX
درآمدی بر مطالعات دین - رجعت از ديدگاه قرآن و سنت


تعريف اصطلاحي رجعت

لغت نامه دهخدا معاني اصطلاحي مختلفي براي رجعت برشمرده که به يکي از اين معاني اشاره مي شود : اصطلاح فقهي , « بازگرديدن مرد بسوي زن مطلقه خود در مدت قانوني و شرعي » .[2]

حکيم مولا نظر علي طالقاني در " کاشف الاسرار " تعريفي از رجعت دارد که مي گويد : « بدان که لفظ رجعت به معنای بازگشتن است , مثل لفظ رجوع , چنانچه فقها در طلاق مي گويند : رجوع کردن شوهر به زن خود که او را طلاق داده و بار ديگر او را زن خود کرد , و يا  ميگويي فلاني به سفر رفت و برگشت »[3] .

شيخ حر عاملي در بيان تعريف رجعت مي گويد : رجعت در لغت به فتح راء به معني بازگشتن است و در اصطلاح کلامي , زنده شدن پس از مرگ و پيش از قيامت است , لذا هر جا قرينه اي در ميان نباشد , نمي توان تفسير ديگري براي آن آورد .[4] 

 بخش اول

 

« بيان مسئله , فلسفه و زمان رجعت »

 

 

فصل اول :  بيان مسئله

فصل دوم : فلسفه رجعت

فصل سوم : زمان رجعت

  

فصل اول : بيان مسئله

آنچه که اماميه به پيروي از اهل بيت (ع) معتقد است , اين است که خداوند متعال قومي از امواتي را به همان صورتي که بودند به دنيا برمي گرداند و گروهي را عزت مي دهد و گروهي ديگر را ذلت , و صاحبان حق را از اهل باطل جدا مي کند و اين واقعه اندکي بعد از ظهور حضرت مهدي (عج) روي مي دهد و رجعت نمي کنند مگر کساني که درجه آنها در ايمان بالا رفته و يا کساني که به نهايت فساد رسيده اند . سپس بعد از رجعت مي ميرند و پس از آن رستاخيز برپا مي شود تا به حساب و کتاب آنها رسيدگي شود .

رجعت از ديدگاه پيروان مذهب تسنن

از ديدگاه آنان رجعت در زمره اعتقادات باطل و زشت به حساب مي آيد . به طوري که مولفان کتب رجالي آنها يکي از دلايل رد راوي را اعتقاد به رجعت بيان مي کنند . پيروان اين مذهب عقيده به رجعت را از کفر و شرک بد تر مي دانند . اهل سنت و منکران رجعت دلايلي را براي انکار خود مي آورند :

يک ) قول به رجعت همان قول به تناسخ است .

دو ) وقوع رجعت امر محالي است .

سه ) احاديث باب رجعت دروغين است .

فصل دوم : فلسفه رجعت

رجعت که از معتقدات مسلم شيعه محسوب مي شود و ريشه در ژرفاي آيات الهي و روايات ائمه (ع) دارد , اهداف و مصالحي را به دنبال دارد که برخي از آنها را بر مي شماريم :

الف ) با رجعت وعده الهي که در قرآن آمده است تحقق مي يابد در اين آيه از قرآن خدا مي فرمايد : « انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياه الدنيا و يوم يقوم الاشهاد . ما به يقين پيامبران خود و کساني را که ايمان آورده اند , در زندگي دنيا و روزي که گواهان بپا خيزند , ياري مي دهيم »[5] .

ب ) با بازگشت عده اي از خوبان محض و کفار محض به دنيا , آنان عزت و شکوه اسلام و ذلت کفر را مشاهده مي کنند . زيرا رجعت زماني واقع مي شود که دين خدا که همان اسلام است بر سراسر گيتي حاکم شده و حکومت در اختيار پاکان قرار گرفته و طاغوتيان ذليل شده باشند .

ج ) با رجعت , استعدادها و قوايي که زير ستم جنايتکاران از دريافت فيوضات رحماني محروم شده اند رشد و تکامل مي يابند و به منتهاي عبوديت مي رسند که اين همان هدف خلقت است .

د ) در اثر رجعت , سردمداران کفر بازمي گردند تا گوشه اي از کيفر اعمال خويش را در همين دنيا ببينند , گرچه عذاب اخروي نيز دامنگير آنان مي شود[6] .

ه ) روايات ائمه (ع) مبتني بر اين است که رجعت کنندگان , حضرت صاحب (عج) را ياري مي دهند و آيات قرآن نيز مويد همين مطلب است , پس يکي از اهداف رجعت امداد براي پيروزي امام است .

فصل سوم : زمان رجعت

حکمت الهي بر اين تعلق گرفته است که زمان دقيق برخي از وقايع , مشخص نگردد , مانند معاد و ظهور حضرت حجت (عج) . رجعت نيز از جمله اين حوادث است , در اين زمينه امام علي (ع) مي فرمايد : « آن هنگام که رسول خدا مردم را به وقايع رجعت آگاه کرد , از وي پرسيدند : آن رجعت در چه زماني اتفاق    مي افتد ؟ خداوند به پيامبرش وحي فرمود : بگو من نمي دانم , که آنچه وعده داده شده است نزديک است يا آنکه خداوند براي آن  مدت طولاني قرار داده است[7] . »

اما به طور کلي مي توان گفت که رجعت در هنگام ظهور حضرت مهدي (ع) رخ خواهد داد . چنانچه در برخي کلمات علما از زمان رجعت به " بعد ظهوره " تعبير شده است . در حديثي از علي بن مهزيار به اين مطلب تصريح شده که مي گويد : « در حج به محضر امام زمان (عج) مشرف شدم . در گفتگويي حضرت فرمودند : حج را با مردم به جا مي آورم و به سوي يثرب عازم مي شوم . سپس هنگامي که حضرت از ورود خود به مدينه و بيرون آوردن جسد نحس آن دو نفر و به دار آويختن آنها سخن گفت , علي بن مهزيار مي گويد : پرسيدم بعد از آن چه حوادثي روي مي دهد ؟ حضرت فرمودند : رجعت , رجعت , رجعت[8] » .

رجعت به صورت تدريجي خواهد بود , يعني برخي از افراد مانند اميرالمومنين (ع) و پيامبر اکرم (ص) و عده اي ديگر رجعتشان تقريبا همزمان با ظهور است , همچنين در روايات داريم که وقتي که حضرت ظهور کند به بعضي از مومنان در قبر خطاب مي شود که حضرت ظهور کرده است , اگر مايليد مي توانيد امروز ايشان را ياري دهيد .

بنابراين با توجه به روايات فوق الذکر مي توان دريافت که رجعت دورنمايي از رستاخيز است که خداوند هزاران انسان را که از قرن هاپيش زير خاک ها مدفون شده اند , با يک فرمان جان مي بخشد تا خوبان و نيکان شاهد گرفتن حق مظلومان از ظالمان باشند . 

بخش دوم

 

« رجعت از ديدگاه دين »


فصل اول : رجعت از ديدگاه قرآن

فصل دوم : رجعت از ديدگاه سنت

فصل سوم : رجعت از ديدگاه ادعيه و زيارات

فصل چهارم : رجعت از ديدگاه اجماع اماميه

 

فصل اول : رجعت از ديدگاه قرآن

آيات درباره رجعت بسيار اند . دسته اي از آيات هستند که صراحت بيشتري در مسئله رجعت دارند و از مفاد خود آيه نيز مي توان به اين مسئله پي برد که البته تعدادشان اندک مي باشد . اما دسته ديگري از آيات وجود دارند که ظاهر آنها بر رجعت دلالت ندارد بلکه با مدد روايات , دلالت آنها بر رجعت روشن ميشود .

الف ) آياتي که صراحت در رجعت دارند .

آيه اول : « و يوم نحشر من کل امه فوجا ممن يکذب باياتنا فهم يوزعون . روزي که ما از هر امتي گروهي از کساني که آيات ما را تکذيب مي کنند , محشور مي کنيم , پس آنها بازداشته مي شوند[9] » .

اين حشر مخصوص گروهي از انسان هاست . از طرفي منظور زنده شدن انسان ها در قيامت نيست , چون حشر در قيامت همگاني است . احاديث زيادي اين آيه را به رجعت تفسير مي کنند . يکي از اين روايات اين است که « امام صادق (ع) از حمّاد سوال کردند : مردم در مورد اين آيه که ذکر شد چه مي گويند ؟ پاسخ دادم : مي گويند اين آيه در مورد قيامت است , حضرت فرمودند : اين گونه که مردم مي گويند نيست , اين آيه در مورد رجعت است , آيا مگر در قيامت از هر امتي عده اي محشور مي شوند و بقيه را مي گذارند و زنده نمي کنند , آيه مربوط به قيامت آيه " و حشرناهم فلم نغادر ..." است[10] . »

آيه دوم :  « و حرام علي قريه اهلکناها انهم لايرجعون . و حرام است بر شهرها و آبادي هايي که بر اثر گناه نابودشان ساختيم به دنيا برگردند , آنان هرگز بازنخواهند گشت[11] » .

براي استدلال به اين آيه نکات زير قابل توجه است :

1 . در قيامت بازگشت انسان ها به حيات مجدد عمومي و فراگير است و مومن و کافر و آنان که به مرگ طبيعي و يا به عذاب الهي مرده اند , همه جهت حساب و کتاب زنده مي شوند .

2 . منظور از حرام در آيه , امتناع عقلي نيست و مراد از لفظ حرام اخبار از آينده و امتناع تشريعي است , يعني خداوند مردمي را که هلاک کرده است , دوباره آنان را به دنيا باز نمي گرداند .

بنابراين از نفي بازگشت هلاک شدگان به دنيا چنين بر مي آيد که خداوند براي بندگانش بازگشتي قرار داده و فقط هلاک شدگان را از آن محروم ساخته است[12] .

آيه سوم : « انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياه الدنيا و يوم يقوم الاشهاد[13] . حتما ما رسولان خود و کساني را که ايمان آورده اند در اين دنيا و در روزي که گواهان برخيزند ياري مي کنيم . »

امام باقر در تفسير اين آيه فرمود : « به خدا قسم که مرا پروردگار عالميان از اين آيه مبارکه , که نصرت دادن به پيغمبران و مومنان در زمان رجعت است خبر داده , آن حضرت فرمودند : آيا ندانسته ايد که بسياري از رسولان و مومنان به دست کافران و منافقان در حال مظلوميت کشته شده اند تا آنکه بدون نصرت به ناکام از اين دنيا رفتند . پس اگر مراد آيه نصرت دادن ايشان در زمان قيامت باشد , بر کلام الهي کذب لازم مي آيد , زيرا آيه مي فرمايد : ما در حيات دنيا رسولان خود و مومنان را ياري مي دهيم . پس چون در آن زمان اين نصرت حاصل نشد , بايد بار ديگر ايشان را به دنيا برگرداند و ياري کند و گرنه خلف وعده پيش مي آيد , در حاليکه تخلف خدا از وعيد جايز است نه از وعده , ديگر اينکه فعل به صورت مضارع آمده که هم دلالت بر حال مي کند و هم آينده[14] » .

 با توجه به نکات فوق , خداوند در اين آيات وعده نصرت را « غلبه دشمن در جنگ » به پيامبران و مومنان داده است , در حاليکه مي بينيم اين وعده در مورد بسياري از پيامبران تحقق پيدا نکرده و بلکه بالعکس , بسياري از آنها بدست ستمگران به شهادت رسيده اند . بنابراين براي اينکه وعده الهي محقق شود بايد بازگشتي به اين دنيا صورت گيرد تا ياري خداوند در مورد رسولان و مومنان محقق شود و انتقام خود را  از ظالمان بگيرند .

ب ) آياتي که با مدد روايات بر رجعت دلالت دارند

آيه اول : « و لنذيقنهم من العذاب الادني دون العذاب الاکبر[15] . و بچشانيم به ايشان از عذاب پست تر پيش از عذاب بزرگ تر » .

مفضل از امام صادق نقل مي کند که عرض کردم : « اي مولاي من جمعي از شيعيان شما قائل نيستند که شما و دوستان شما و دشمنان تان در آن روز زنده خواهيد شد , فرمودند : مگر نشنيده اند سخن جد ما و سخن ما اهل بيت (ع) را که مکرر خبر داده ايم از رجعت , مگر نشنيده اند آيه " و لنذيقنهم من العذاب ... " را و سپس فرمودند : عذاب پست تر رجعت است و اگر شيعيان ما در قرآن تدبر کنند , هر آينه در رجعت ما شک نکنند ...[16] » .

آيه دوم : « و جعل فيکم انبياء و جعلکم ملوکا[17] . شما را انبياء قرار داد و قرار داد شما را فرمانروا » .

سليمان ديلمي مي گويد از امام صادق (ع) راجع به اين آيه سوال کردم , فرمودند : انبياء , رسول خدا و ابراهيم و اسماعيل ذريه اوست و ملوک ائمه هستند , عرض کردم : کدام فرمانروايي به شما داده شد ؟

 فرمودند : فرمانروايي بهشت و فرمانروايي رجعت[18] .

آيه سوم : « تعرج الملائکه و الروح اليه في يوم کان مقداره خمسين الف سنه[19] . فرشتگان و روح به سوي او عروج مي کنند , در آن روزي که مقدارش پنجاه هزار سال است » .

در روايات بسياري آمده است که منظور از آن روز مدت سلطنت حضرت رسول اکرم (ص) در زمان رجعت است . امام صادق در تقسير اين آيه فرمود : روزي که پنجاه هزار سال است , روزگار رجعت حضرت رسول (ص) است که در رجعت مدت فرمانروايي آن حضرت پنجاه هزار سال و مدت فرمان روايي امير المومنين (ع) چهل و چهار هزار سال است[20] .

ج ) آيات دال بر رجعت در امت هاي پيشين

آيه اول : « الم تر الي الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ان الله لذو فضل علي الناس و لکن اکثر الناس لا يشکرون[21] . آيا نديدي جمعيتي را که از ترس و مرگ از خانه هاي خود فرار کردند در حاليکه آنان هزار نفر بودند , خداوند به آنها گفت بميريد , سپس خدا آنها را زنده کرد . خداوند به بندگان خود احسان مي کند ولي بيشتر مردم شکر گزار نيستند » .

اهل تفسير معتقد اند که مراد از " الوف " در آيه , عدد بسيار است . ظاهر آيه نشان مي دهد که بيش از ده هزار نفر بودند . خداوند اين قوم را که از طاعون يا از جهاد فرار کرده بودند , جانشان را گرفت و طبق نقل ابن عباس با دعاي حزقيل خداوند آنها را زنده کرد [22].

آيه دوم : « و اذ قلتم يا موسي لن نومن لک حتي نري الله جهره فاخذتکم الصاعقه و انتم تنظرون ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون [23]. و نيز به خاطر آوريد هنگامي را که گفتيد : اي موسي هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد , مگر اينکه خدا را آشکارا ببينيم , در حاليکه شما تماشا مي کرديد , صاعقه اي شما را گرفت , سپس شما را پس از مرگتان حيات بخشيديم شايد که شاکر باشيد » .

حضرت موسي يک گروه هفتاد نفري را انتخاب کرد و همراه خويش يه کوه طور برد . آنان از موسي خواستند که خدا را به آنان نشان دهد . به دنبال اين درخواست ناروا , صاعقه خيره کننده اي بر کوه خورد که همه از مشاهده آن بر زمين افتادند , اما نعمت خدا شامل حالشان شد و دوباره زنده شدند[24] .

اين آيه نيز به وضوح و آشکارا بر زندگي مجدد بني اسرائيل و رجعت آنان به دنيا دلالت دارد .

آيه سوم : « ... و احي الموتي باذن الله [25]... و مردگان را به اذن خداي يکتا زنده مي کنم . »

قرآن در سوره آل عمران از معجزات حضرت عيسي (ع) سخن مي گويد و بيان مي کند که اين فرستاده الهي با اذن پروردگار به کارهاي خارق العاده اي دست مي زند مثلا بيماران مبتلا به پيسي را درمان مي کرد .

مفسران معروف موارد بسياري از اين معجزه را آورده و داستان هايي از زنده شدن مردگان توسط حضرت عيسي (ع) را گزارش داده اند . سيوطي مي نويسد : او دوست خود عازر را زنده مي کرد , پسر پيرزني را دوباره حيات بخشيد , دختري را از مرگ به زندگي برگرداند و هر سه اينها پس از زنده شدن به حيات خود ادامه داده اند . همچنين سام بن نوح را زنده کردکه بدون درنگ از دنيا رفت[26] .

 فصل دوم : رجعت از ديدگاه سنّت

درباره رجعت و خصوصيات آن روايات بسياري وارد شده که شيخ حر عاملي مولف کتاب الايقاظ مدعي تواتر معنوي اين روايات است . علامه مجلسي نيز پس از نقل صد و شصت و يک روايت در باب رجعت مي نويسد : « ممکن نيست کسي مومن به حقانيت ائمه اطهار (ع) باشد , با اين حال در احاديث متواتر از ائمه (ع) شک کند . نزديک به دويست روايت صريح در اين زمينه وجود دارد که بيش از چهل راوي و عالم بزرگ در بيش از پنجاه کتاب , آنها را نقل کرده اند [27]» .

روايتي در اثبات رجعت

قال الصادق (ع) : کسي که به هفت چيز معترف باشد , پس او مومن است و از جمله آن هفت چيز ايمان به رجعت را بيان کردند[28] .

رجعت همه ائمه

از بررسي روايات اين نتيجه بدست مي آيد که همه ائمه به دنيا برمي گردند . امام محمد باقر (ع) فرمودند : « دولت ما آخرين دولت هاست هر خانداني که دولتي داشته باشد , پيش از ما به آن مي رسد تا آنکه وقتي سلطنت ما را ديدند , نگويند اگر ما هم سلطنتي داشتيم , همينطور رفتار مي کرديم و همين است که قرآن مي فرمايد : و عاقبت نيک از آن پرهيزکاران است [29]» . 

نخستين رجعت کننده

با تتبع در روايات به اين نتيجه مي رسيم که اولين شخص رجعت کننده , حضرت ابا عبد الله الحسين (ع) است . امام صادق (ع) مي فرمايند : « اولين کسي که به دنيا باز مي گردد حسين بن علي (ع) است , او به قدري حکومت مي کند که ابروهايش روي ديدگانش مي افتد [30]» .

جايگاه حضرت علي (ع) در رجعت

ابوالطفيل ميگويد مطلبي را در مورد دابه الارض از علي (ع) در کوفه پرسيدم , ايشان فرمودند : « از اين پرسش بگذر . عرض کردم : مرا آگاه ساز . فرمود : دابه الارض جنبنده اي است که غذا مي خورد , در بازار راه مي رود , ازدواج مي کند . پرسيدم : اوکيست ؟ فرمود : او کسي است که استقرار و آرامش زمين به اوست . گفتم : او چه کسي است ؟ فرمود : او صاحب زمين است . او صديق و فاروق و ذوالقرنين امت است, او کسي است که علم الکتاب نزد اوست . او کسي است که به آنچه از طرف خدا آمده تصديق کرده , که به خدا سوگند منم .گفتم : نامش را بفرماييد , فرمود : گفتم[31] » .

رجعت همه پيامبران

امام صادق (ع) مي فرمايند : « به خدا سوگند از زمان حضرت آدم تا رسول اکرم (ص) پيامبري مبعوث نشد , جز اينکه خداوند آنها را بازمي گرداند تا در رکاب علي بن ابي طالب(ع) شمشير بزنند . پس از آن رسول خدا (ص) پرچم را به دست مبارک علي (ع) مي دهد , پس از آن امير مومنان , امير خلايق خواهد شد و همه خلايق زير پرچم آن حضرت قرار مي گيرند [32]» .

 رجعت اسماعيل بن حزقيل

خداوند در قرآن مي فرمايد : « و اذکر في الکتاب اسماعيل انه کان صادق الوعد و کان رسولا نبيا »[33] .  در روايات تصريح شده که او غير از اسماعيل فرزند ابراهيم است . او پسر حزقيل بود که به سوي قوم خود مبعوث شد ولي او را تکذيب کردند و پوست سر و روي او را کندند . او از خدا خواست که در هنگام رجعت باز گردد و خود انتقام بگيرد .

رجعت حضرت خضر (ع)

يکي از پيامبران بزرگ و عظيم الشان که زنده است و از عمر شريفش بيش از شش هزار سال مي گذرد , حضرت خضر (ع) است . طبق روايات طولاني بودن عمر حضرت خضر گواهي بر طول عمر حضرت مهدي (عج) است . امام صادق (ع) مي فرمايند : « در علم خدا گذشته بود که عمر حضرت ولي عصر (عج) را در زمان غيبت طولاني کند و مي دانست که بندگانش شگفت زده خواهند شد به همين دليل به بنده اش خضر عمر طولاني عطا کرد تا حجت بر مردم تمام شود[34] » .

يوشع بن نون از ياران حضرت بقيه الله ( ارواحنا فداه )

يوشع بن نون وصي حضرت موسي (ع) بود و تاريخ زندگي او شباهت زيادي به حوادث زندگي حضرت علي (ع) دارد . متاسفانه دختر حضرت شعيب که همسر حضرت موسي بود , فريب دو تن از منافقان را خورد و به جنگ حضرت يوشع بن نون رفت , ولي شکست خوردند ...[35] . جالب توجه است که رحلت حضرت يوشع در شب بيست و يکم ماه رمضان اتفاق افتاده بود . امام صادق (ع) او را از ياران امام عصر (عج) نام برده که پس از ظهور حضرت زنده مي شود .

رجعت مومن آل فرعون

در جلسه مشورتي فرعون هنگامي که به کشتن حضرت موسي (ع) و همه مرداني که به او ايمان آورده بودند راي داده شد , مردي از آل فرعون که ايمان محکمي بر حضرت موسي داشت و ايمان خود را مکتوم نگه مي داشت , مطالب بسيار حکيمانه اي گفت , که به کلي راي حاضرين در مجلس را دگرگون کرد . امام صادق (ع) نام او را در زمره اصحاب خاص حضرت صاحب الزمان (عج) آورده است .[36]

اختياري بودن رجعت براي مومنان

از آنجا که رجعت براي مومنان خالص و کفار محض مي باشد , اين سوال پيش مي آيد که آيا رجعت اجباري است يا اختياري ؟ افرادي که براي انتقام و تنبيه مي آيند , با ميل خود بازنمي گردند , اما اين امر براي کافران بسيار سخت خواهد بود . اما در مورد مومنان از بسياري از روايات استفاده مي شود که رجعت براي آنها اختياري است , اگرچه هرگز ممکن نيست براي مومني رجعت پيشنهاد شود  و او سر بتاباند . مفضل مي گويد از امام صادق (ع) شنيدم که فرمود : « هنگامي که آن حضرت قيام کند , ماموران الهي در قبر با اشخاص مومن تماس مي گيرند و به آنها مي گويند : اي بنده خدا , صاحبت ظهور کرده است , اگر مي خواهي به او بپيوندي پس به او ملحق شو و اگر مي خواهي در نعمت هاي الهي متنعم بماني , پس بمان »[37] .

وقوع رجعت در امت هاي گذشته

ثقه الاسلام کليني در باب نوادر از کتاب جنائز از " بريد کناسي " روايت مي کند که حضرت باقر فرمود : « جواناني از پسران سلاطين بني اسرائيل که عابد بودند از راهي مي گذشتند , در ميان راه قبري را ديدند که بادها بر آن وزيده و جز اثر مختصري از آن نمانده بود . گفتند : پروردگارا ! تويي خداي ما و غير از تو خدايي نيست ... اين مرده را به قدرت خويش زنده کن , چون دعا تمام شد مردي با ريش سفيد در حاليکه خاک از سرش مي افشاند , بيمناک از قبر بيرون آمد و گفت به چه سبب اينجا ايستاده ايد ؟ گفتند : تو را خوانديم که بگويي طعم مرگ را چگونه يافتي ؟ گفت : نود و نه سال است که در قبر هستم , هنوز تلخي آن از کامم نرفته است » .[38]

آمدن ساره , آسيه , مريم و حضرت حوا در هنگام تولد حضرت زهرا (س) به کنار خديجه (س) نيز , نمونه اي از رجعت در گذشتگان است .

وقوع رجعت در انبياء و اوصياي گذشته

حضرت صادق (ع) مي فرمايند : « حضرت عيسي بر سر قبر يحي بن زکريا آمد و او را صدا زد و او از قبر بيرون آمد , عرض کرد از من چه مي خواهي ؟ فرمود : مي خواهم مونس من باشي چنانچه در دنيا بودي عرض کرد : اي عيسي هنوز تلخي مرگ از کامم بيرون نرفته است , مي خواهي مرا به دنيا بازگرداني و دوباره به چنگال مرگ گرفتارم سازي ؟ عيسي آزادش گذاشت و به قبر بازگشت[39] » .

اميرالمومنين (ع) به حسنين (ع) فرمودند : « وقتي مرا در قبر نهاديد دو رکعت نماز بگزاريد و ببينيد چه مي شود ؟ چون حسن و حسين (ع) پدر را در قبر گذاشتند و نماز خواندند , ديدند آدم و نوح و پيغمبر (ص) با آن جناب گفتگو مي کنند و حضرت زهرا (س) و حوا و مريم و آسيه برايش نوحه سرايي مي کنند [40] » .

فصل سوم : رجعت از ديدگاه ادعيه و زيارات

در مورد رجعت مطالب فراواني در دعاها و زيارات ماثوره يافت مي شود که در آنها ائمه (ع) به وسيله دعا از خدا درخواست رجعت دارند و توصيه ايشان به مومنان نيز آن است که در دعاهاي خود بر طلب رجعت اصرار داشته باشند .

زيارت جامعه کبيره

يکي از جامع ترين زيارت ها , زيارت جامعه کبيره است که از امام هادي (ع) روايت شده است که همه امامان را مي توان با اين دعا زيارت کرد و در فضيلت آن وجود مبارک حضرت ولي عصر (عج) سيد احمد بن سيد هاشم موسوي رشتي را به خواندن اين زيارت تاکيد فرمودند . اسناد موثقي که در سند اين زيارت آمده است آن است که شيخ صدوق و شيخ طوسي از موسي بن عبدالله نخعي نقل کرده اند که گفت : عرض کردم به خدمت حضرت امام هادي (ع) مرا زيارتی تعليم فرما که در بلاغت کامل باشد که هرگاه خواستم يکي از شما را زيارت کنم , آنرا بخوانم , سپس آن بزرگوار طبق آدابي تعليم فرمود که اين زيارت جامعه کبيره را بخوان [41].

در فرازي از اين زيارت چنين آمده است : « مومن بايابکم و مصدق برجعتکم منتظر لامرکم مرتقب لدولتکم آخذ بقولکم عامل بامرکم ... به بازگشتتان ايمان دارم و رجعت شما را تصديق مي کنم , چشم به راه فرمان شما , منتظر دولت شمايم , گفتارتان را بگيرم ...[42] » .

اين بند از زيارت " منتظر لامرکم " در پيرو تاييد همان همان امر رجعت آمده است و زائر همچنان يادآور مي شود که در انتظار آن مراحل باشکوه است که پس از رحلت از اين عالم باز به دنيا مراجعت کرده و چون 

در زندگي نتوانسته به جهاتي انجام وظيفه کند , در زمان رجعت کمر فرمانبرداري بسته و اوامر اولياي خدا را اجرا و اطاعت کند .

زيارت وارث

در زيارت مشهور وارث که از امام صادق (ع) وارد شده است , مي خوانيم : « و اشهد الله و الملائکه و انبيائه و رسوله اني بکم مومن و بايابکم موقن ... خدا و فرشتگان و پيامبران را گواه مي گيرم که من به شما ايمان دارم و بازگشت شما را يقين دارم [43]» .

زيارت مخصوص سرداب مقدس

« و ان حال بيني و بين لقائه الموت الذي جعلته علي عبادک حتما و اقدرت به علي خليفتک و رغما فا بعثني عند  خروجه ظاهرا من حفرتي موتزرا کفني حتي اجاهد بين يديه في الصف الذي اثنيت علي اهله في کتابک فقلت کانهم بنيان مرصوص . اگر مرگي که براي بندگانت مقرر کرده اي و دماغ مخلوقات را با آن به خاک ماليدي بين من و آن روزگار مبترک فاصله شود , پس مرا به هنگام ظهور او در حاليکه از قبرم بيرون آمده , کفنم را به خود پيچيده ام , ظاهر ساز تا در برابر او شمشير بزنم و در صفي قرار بگيرم که در قرآن اهل آن را ستوده اي و فرموده اي گويي سد آهنين هستند ... [44]» .

زيارت آل ياسين

در بخش هايي از اين زيارت آمده است : « و ان رجعتکم حق لا ريب فيها يوم لا ينفع نفسا ايمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت في ايمانها خيرا ... من گواهي مي دهم که رجعت شما حق است ترديدي در آن نيست ...[45] » .

زيارت رجبيه

زيارتي است که توسط حسين بن روح نوبختي تعليم شده است . در فرازهايي از اين دعا آمده است : « و رحمه الله و برکاته و تحياته عليکم حتي العود الي حضرتکم و الفوز في کرتکم و احشر في زمرتکم ... رحمت خدا و برکاتش بر شما باد تا هنگام بازگشت من به نزد شما و رستگار شدن در زمان رجعت شما و محشور شدن در زمره شما ...[46] » .

دعاي عهد

امام صادق (ع) در ضمن تعليم اين دعا فرمودند : هر کس آن را در زمان غيبت چهل روز صبح بخواند از ياران حضرت بقيه الله (عج) مي شود و اگر پيش از ظهور بميرد خدا اورا زنده مي کند و باز مي گرداند . در اين دعا آمده است که « فاخرجني من قبري موتزرا کفني شاهرا سيفي مجردا قناتي ملبيا دعوه الداعي في الحاضر و البادي ... مرا از قبر بيرون آور در حاليکه کفنم را به خود پيچيده , شمشيرم را در غلاف پيچيده , نيزه ام را بدست گرفته , دعوت دعوتگري را که در شهر و صحرا بانگ برمي آورد لبيک مي گويم ...[47] » .

فصل چهارم : رجعت از ديدگاه اجماع اماميه

اعتقاد به رجعت از اصول مذهب اماميه است . علامه مجلسي نام بيش از پنجاه تن از علماي شيعه را مي برد که اصل رجعت را پذيرفته و روايات و آيات مربوط به رجعت را در کتب خويش آورده اند .

سيد مرتضي درباره رجعت مي گويد : « وقتي که ممکن بودن رجعت ثابت شد , دليل بر اثبات آن اجماع اماميه است , زيرا هيچ فردي از اماميه با اين عقيده مخالفت نکرده است »[48] .

 امين الاسلام طبرسي مي گويد : « همه شيعيان اماميه در مورد رجعت اجماع کرده اند و اخبار آن را تاييد مي کنند و لذا هرگز جاي هيچ تاويل نيست » .[49]

در مباحثات مومن الطاق با ابو حنيفه هست که روزي ابو حنيفه به او گفت : شما شيعيان به رجعت اعتقاد داريد . مومن الطاق گفت : بلي . ابو حنيفه گفت : پس به من پانصد اشرفي قرض بده و در رجعت که به دنيا برگشتم از من بگير . مومن الطاق گفت : تو هم به من ضمانت بده که در هنگام رجعت به صورت آدم برگردي , زيرا مي ترسم به صورت بوزينه بيايي و نتوانم طلب خود را از تو بگيرم .

ديدگاه شيخ صدوق

ايشان در رساله عقايد مي گويند : « اعتقاد به رجعت حق است . سپس ايشان به آيات 55 و 56 و 243 و 259 سوره بقره و آيه 83 از سوره نمل استناد مي کند . در نهايت ايشان ميگويند : چون رجعت در امت هاي گذشته واقع شده و رسول اکرم (ص) هم فرموده اند که رجعت در اين امت واقع شود مثل آنچه در امت هاي پيشين واقع شده است , مانند دو نعل و پرهاي تير با يکديگر . مطابق حديث مذکور بايد رجعت در اين امت نيز واقع شود »[50] .

ديدگاه شيخ مفيد

ايشان مي فرمايند : « مردگاني در آن وقت از قبرها برمي خيزند و به دنيا برمي گردند , آنها همديگر را مي شناسند و همديگر را ديدار مي نمايند . اين مذهبي است که مختص به آل محمد (ص) است و قرآن نيز به اين مطلب گواه است »[51] .

ديدگاه علامه طباطبايي

رواياتي که رجعت را اثبات مي کنند , با همه کثرتشان در يک جهت اتحاد دارند و آن اين است که سير نظام دنيوي متوجه روزي است که در آن روز آيات خدا به تمام معنا ظاهر مي شود , روزي که بعضي از اموات که در خوبي يا بدي برجسته بودند دوباره به دنيا بازمي گردند تا ميان حق و باطل حکم شود و اين معنا به ما مي فهماند روز رجعت خود يکي از مراتب قيامت است .[52]

ديدگاه آيت الله صافي گلپايگاني

ايشان در اين باره مي فرمايند : عقيده به ظهور مهدي  (عج) يک اعتقاد عمومي مسلمين است و اختصاص به شيعه ندارد اگرچه شخص او را نيز از نظر حسب و نسب معرفي مي کند . اعتقاد به مسئله رجعت هم گرچه ريشه در قرآن و روايات دارد ولي اينطور نيست که مسئله مهدويت و غيبت بدون آن مطرح باشد . پس به دليل اينکه در گذشته نظير داشته است , امکان وقوع مجدد آن در آخرالزمان نمي تواند مورد انکار باشد [53]. 

بخش سوم

 

« اشکال هاي مطرح شده از سوي منکران رجعت »

 فصل اول: اشکال هاي مبتني بر عقل

فصل دوم : اشکال هاي مبتني بر نقل

فصل اول : اشکال هاي مبتني بر عقل

اشکال اول : رجعت , بازگشت فعل به قوه است .

يکي از سنت هاي آفرينش اين است که هر انساني که قدم به اين دنيا مي نهد , داراي استعداد کمال است و هنگامي که کمالات استعدادي او جنبه فعليت به خود بگيرد , يعني از قوه به فعل درآيد , ديگر نمي تواند به حال اول برگردد .

پاسخ علامه طباطبايي :   اول اينکه , صدر دليلش ذيل آن را باطل مي کند . چون اگر چيزي محال ذاتي شده ديگر استثنا برنمي دارد که با خبر دادن مخبر از محال بودن ممکن شود .[54]

دوم اينکه , " آنچه گفته مي شود که بازگشت فعل به قوه محال است , مطلب درستي است , ولي زنده شدن يک موجود پس از مرگ از مصاديق آن نيست . تنها چيزي که هست اين است که در اثر مرگ , روابطي که ضامن تاثير و فعل نفس در ماده بود , مفقود مي شود و از اين رو پس از آن قدرت بر انجام افعال مادي ندارد ولي بازگشت نفس به حالت سابق و تعلق آن با بدن مجددا قواي آن را به کار مي اندازد و در نتيجه مي تواند حالات و ملکات خود را به واسطه افعال جديد به مرحله فوق مراحل سابق برساند , بدون اينکه سير نزولي کرده باشد .[55]

اشکال دوم : رجعت ائمه باعث سير نزولي آنان مي شود .

برخي بر اين اعتقادند که رجعت ارواح پاک ائمه به بدن هاي مادي خود باعث مي شود که در وجود خود , بعد از جدايي از دنيا و خلاص شدن از زندان طبيعت سير نزولي کند , در حاليکه در نهاد هر عقلي آشکار است که بعد از تمام شدن دور طبيعي وجود , برگشت به ابتدا صحيح نيست .

پاسخ : سير نزولي زماني لازم مي آيد که ارواح ائمه بعد از رجعت هم مانند زمان اول از بروز تمام توانايي ها ممنوع باشند . اما چنين نيست , زيرا بعد از رجعت موانع برطرف مي شود و موجودات مزاحم تکامل اهل کمال , مغلوب مي شوند و ائمه (ع) به نحو شايسته مي توانند توانايي تعليم و ارشاد عمومي را آشکار کنند و شکايت اولياي خدا به جهت موانع تکامل بشر بوده است که در عصر رجعت اين موانع و مزاحمات در مسير تکامل وجود ندارد . [56]

فصل دوم : اشکالات مبتني بر نقل

اشکال اول : عقيده به رجعت همان قول به تناسخ است .

عقيده تناسخ از نظريات مکاتب غير الهي بوده و هيچ يک از فرق اسلامي اين عقيده را قبول ندارند . نظريه تناسخ بر پايه منکر شدن قيامت بنيان نهاده شده است و پيروان اين مکتب پاداش و کيفر انسان ها را به همين دنيا محصور مي کنند . چکيده اين عقيده آن است که جهان آفرينش پيوسته در گردش است و هر دوره اي تکرار دوره پيشين بوده و اين تکرار پايان ندارد . روح هر انساني پس از مرگ , بار ديگر به دنيا باز مي گردد و اين بازگشت مبتني بر کردار پيشين اوست . اگر در روزگار گذشته به کارهاي نيک و شايسته دست زده , دوران بعدي را با شادي و خوشي سپري مي کند و گرنه گرفتار حزن و اندوه مي شود[57] .

پاسخ : تناسخ هيچ سازگاري با رجعت ندارد , زيرا : اولا , معتقدان به رجعت هرگز منکر قيامت نيستند . ثانيا , بنابر عقيده رجعت هرگز روح انسان به جسم شخص ديگر منتقل نمي شود . زيرا رجعت بازگشت روح به بدن اول است و حال آنکه در تناسخ روح پس از نوعي تکامل به بدن ديگري منتقل مي شود , که اين محال است , چون از دو صورت خارج نيست , يا بدن دومي روح دارد يا ندارد , اگر روح داشته باشد لازم مي آيد که دو نفس به يک تن تعلق بگيرد و اگر آن بدن روح نداشته باشد , لازم مي آيد که روح از فعل به قوه برگردد که اين نيز محال است .[58]

اشکال دوم : درخواست رجعت و پاسخ قرآن به لفظ " کلّا "

بعضي معتقدند که مشرکان و ظالمان در لحظه مرگ سرنوشت شوم خود را مشاهده مي کنند , از خدا درخواست بازگشت مي کنند ولي با جواب منفي روبرو مي شوند . « ... قال رب ارجعوني لعلي اعمل صالحا فيما ترکت , کلّا , انها کلمه هو قائلها ... اي پروردگار من مرا بازگردان اميد است نيکوکار شوم , هرگز , اين سخني است که او در زبان مي گويد ... »[59] .

پاسخ : طبق قانون مورد قبول عقلا اين دو آيه عام است . اما رجعت با ادله اي که گذشت مخصوص عده اي خاص است و فراگير نيست . بر فرض که اين دو آيه مربوط به همه مردم باشد , قطعا شامل معصومين نمي باشد , زيرا آنها آرزوي برگشتن به دنيا را نمي کنند . تقاضاي برگشتي که کافران داده اند مربوط به لحظه جان دادن است و اين با رجوع عده اي که پس از قرن ها در عالم برزخ به سر برده اند , هيچ گونه منافاتي ندارد . لفظ کلا در مورد کساني صدق مي کند که زندگي خود را با کفر و ضلالت گذرانده است و هنگامي که لحظه مرگ , حقايق در برابرش ظاهر مي شود , درخواست بازگشت دارند , در حاليکه معتقدان به رجعت هدف از بازگشت را انجام عمل صالح نمي دانند , بلکه رجعت به عنوان پاداش دنيايي تعدادي از مومنان و کيفر اين جهاني شماري از کافران است .[60]

اشکال سوم : حديث تلقين ميت دليل بر عدم رجعت مرده

در بعضي از احاديث تلقين ميت وارد شده است به اين ترتيب که هرگاه مرده را داخل قبر مي گذارند بگويند : اين اولين روز از روزهاي آخرت تو و آخرين روز از روزهاي دنيايي توست .

پس معلوم مي شود که اين مرده ديگر به دنيا برنمي گردد , پس چه طور رجعت حاصل مي‌شود؟

پاسخ : رجعت عمومي نيست , و مادامي که نمي دانيم کسي از اهل رجعت هست يا نه مستحب است اين تلقين خوانده شود . ديگر اينکه , رجعت واسطه بين دنيا و آخرت است , اهل لغت آن را دنيا مي خوانند و در بعضي احاديث صريحا نام آخرت بر آن نهاده شده است . نکته ديگر اينکه حديث مذکور متواتر نيست و اگر متواتر بود و در انکار رجعت نيز صراحت داشت , در مقابل ادله رجعت تاب مقاومت را نداشت , ازطرفي اين حديث در انکار رجعت صراحت هم ندارد .

اشکال چهارم : رجعت با آموزه هاي امامت منافات دارد . ( قوي ترين شبهه منکران )

با ادله عقلي ثابت شده است که ممکن نيست که يک چشم به هم زدن , زمين از حجت خدا خالي بماند و ممکن هم نيست غير از افضل بر افضل مقدم بشود و حديث هاي صريحي هم دلالت دارند که ائمه (ع) دوازده نفراند و امامت تا قيامت در نسل امام حسين (ع) خواهد بود و امامت , رياست بر عموم مردم است . بنابراين رجعت معني ندارد زيرا , لازم مي آيد امام عصر (عج) از امامت عزل يا غير افضل بر افضل مقدم بشود و يا عدد امامان از دوازده نفر بيشتر باشد و رياست امام هم عمومي نباشد .

پاسخ اول : بايد گفته شود که ائمه (ع) همگي نور واحد هستند و هيچ کدام نسبت به ديگري برتري ندارند تا اشکال تقدم غير افضل بر افضل لازم آيد .

پاسخ دوم : اگر بگويند که حضرت امير (ع) با اينکه افضل است بايد در حکومت حضرت مهدي (عج) باشد , گفته مي شود که به قول بعضي تکليف امامت از آنها ساقط است و فقط زنده مي شوند تا وعده هاي خدا را ببينند . بنابراين اگر مکلف به امامت نباشند جمع شدن ائمه (ع) در يک زمان مانعي ندارد .

پاسخ سوم : در احاديث وارد شده است که خداوند به پيامبر در آخر عمر وحي کرد که دوران پيامبريت تمام شد و علم و ايمان و ميراث نبوت را در نسلت قرار بده . بنابراين ائمه (ع) نيز در عصر خودشان امامتشان به پايان رسيده و در رجعت که برمي گردند ممکن است به تکليف مخصوص مکلف باشند نه به نبوت و امامت .

پاسخ چهارم : ممکن است هر کدام از ائمه (ع) امام عده مخصوص يا ناحيه مخصوص باشند و شاهد آن هم احاديثي است که مي فرمايد هرچه در ساير امت ها بوده بدون کم و زياد در اين امت هم هست و در امت هاي گذشته گاهي چند پيغمبر يا چند وصي در يک زمان بودند و هر يک مامور مکاني بودند .

پاسخ پنجم : اخباري که ائمه (ع) را منحصر به دوازده نفر ميکند با رجعت ائمه (ع) منافاتي ندارد , چون همان ائمه سابق هستند که زنده مي شوند و اخباري که مي فرمايد امامت تا  قيامت در نسل امام حسين (ع) است , ممکن است مراد قيامت صغري , يعني همان رجعت باشد و پس از رجعت ائمه (ع) و خود حضرت مهدي (عج) و حاکميت آنها , قيامت کبري آغاز مي شود[61] .

نتيجه گيري

1 . در رجعت افراد بسيار خوب و بسيار بد به دنيا باز مي گردند تا خوبان حق مظلومان را در همين دنيا بگيرند و تشفي خاطر دل مومنان شوند .

2 . ديدگاه عقل ، قرآن و روايات اهل  بيت (ع) نسبت به مسئله ي رجعت اثباتي است که که از نظر عقلي ، هم امکان رجعت از طريق شباهت آن با معاد وهم ضرورت آن از طريق لزوم به فعليت رسيدن قوه ها و ارشاد انبيا وائمه اثبات شد . از ديدگاه قرآن ، آيات فراواني مسئله ي رجعت را مورد تاييد قرار دادند که صريح ترين آنها ، آيه 83 سوره ي نمل است که در جاي خود مورد بررسي قرار گرفت . همچنين روايت بسياري در باره ي رجعت رسيده است که علماي دين مدعي تواتر معنوي اين روايات هستند. يکي از اين احاديث در بحار الانوار ج 53 آمده است که حضرت صادق (ع) فرمودند : کسي که به هفت چيز معترف باشد ، پس او مومن است واز جمله آن هفت چيز ، ايمان به رجعت را بيان کردند .

3 . قانون مجازات وعقوبات در کشور ها دو جنبه دارد : الف ) جنبه ي حقوقي ب) جنبه ي جزايي ، يعني اگر مجرمي مرتکب گناهي شود هم مدعي خصوصي دارد وهم تخلف از قانون به حساب مي آيد ، مدعي ديگر،  قانون گذار است که در اينجا هم مدعي خصوصي خسارت وانتقام خود را مي گيرد و هم قانون گذار به عنوان تخلف از قانون او را مجازات مي کند . دين اسلام اين رويه ي پذيرفته شده در محاکم حقوقي را مورد لحاظ قرار داده است . لذا کفار و منافقان بايد يکبار در مقابل مدعيان خصوصي در رجعت مجازات شوند و يک مرتبه ي ديگر قانون گذار در قيامت به علت تخلف از فرمان قانون , او را مجازات خواهد کرد و آيه ي 21 سوره ي سجده که ذکر آن در بخش آيات گذشت ، بر اين مطلب دلالت  دارد .

4 . طبق آيات شريف قرآن ، مومنان مي بايست در همين دنيا داراي زندگي بسيار ممتاز به نام حيات طيبه باشند که در صدر مومنان ، انبيا و امامان هستند وچنين زندگاني زماني است که ظالم به مجازات کيفرش رسيده باشد و ديگر نابساماني ها ، درد ها ورنج هايي که بر اثر استکبار و ظلم بوجود مي آيد در آسمان زندگي مومنان سايه نيفکند و اين نشايد مگر در زمان رجعت و در ملازمت حاميان واقعي حقوق بشر که منحصر است به وجود مقدس انبيا ي عظام و ائمه (ع) که خداوند در آيه ي 97 سوره ي مبارکه ي نمل به موضوع فوق اشاره مي فرمايد .

5 . اعتقاد راسخ به مسئله ي رجعت آثار فردي و اجتماعي را به دنبال دارد . زيرا اگر کسي عملا به اين مسئله معتقد و پايبند باشد به اصلاح خويش مي پردازد و همواره سعي اش برآن است تا خود را متخلق به اخلاق و سيره ي پيشوايان دين کند وتمهيداتي را در اين زمينه فراهم آورد .

حال اگر کسي علاوه بر خودسازي ، ديگران را نيز به وسيله ي امر به معروف و نهي از منکر در اين جهت آماده کند ، مسلما جامعه اي بوجود خواهد آمد که خود بيني ، انحصار ، کبر و ديگر مفاسد اجتماعي در آن از بين خواهد رفت يا حداقل کاهش مي يابد و جامعه براي امر ظهور و برپايي حکومت عدل و داد حضرت بقيه الله الاعظم ( روحي فداه ) آمادگي لازم راپيدا مي کند .   

فهرست منابع

1 ) قرآن کريم

2 ) ابن منظور , ابي الفضل جمال الدين , لسان العرب , نشر ادب الحوزه , 1363 شمسي , قم , ج 8 .

3 ) جمعي از نويسندگان , زير نظر آيت الله مکارم شيرازي , تفسير نمونه , دارالکتب الاسلاميه , ج 1 و 2 و 3 و 15 و 17 .

4 ) حر عاملي , محمد بن حسن , الايقاظ من الهجعه بالبرهان علي الرجعه , احمد جنتي , انتشارات نويد , آذر 83  .

5 ) خاتون آبادي , آقامير محمد صادق , کشف الحق ( اربعين خاتون آبادي ) , موسسه الامام المهدي , بنياد بعثت , پاييز 61  .

6 ) دهخدا , علي اکبر , لغتنامه دهخدا , دانشگاه تهران , 1342 , حرف راء .

7 ) زمرديان , احمد , مقام ولايت در شرح زيارت جامعه کبيره , دفتر نشر فرهنگ اسلامي , چاپ ششم , 1378 .

8 ) سيوطي , جلال الدين , و جلال الدين محمد بن احمد , تفسير جلالين , دار احياء التراث , العربي , بيروت .

9 ) صافي گلپايگاني , لطف الله , گفتمان مهدويت , مسجد مقدس جمکران , پاييز 1377 .

10 ) طباطبايي , علامه سيد محمد حسين , تفسير الميزان , موسوي همداني , انتشارات اسلامي , ج 1 و 2 و 3 و 15 و 71

 

11 ) طبرسي , شيخ ابو علي بن حسن , تفسير مجمع البيان , ميرباقري و ديگران , تهران ,  1360- 1350 , چاپ اول , ج 1 و 7 و 8 و 17 .

12 ) طوسي , ابي جعفر محمد بن حسن , غيبت , منشورات مکتبه بصيرتي , چاپ دوم , قم 1385 ق .

13 ) عياشي , ابو النضر محمد بن مسعود , تفسير العياشي , تهران , مکتبه العلميه الاسلاميه , ج1و2

14 ) قزويني , ابوالحسن , رساله رجعت و معراج .

15 ) قمي , شيخ عباس , سفينه البحار , دارالاسوه للطباعه و النشر , تهران , چاپ دوم , 1422 ق , ج3

16 ) قمي , شيخ عباس , مفاتيح الجنان , رسولي محلاتي .

17 ) کليني , محمد بن يعقوب بن اسحق , اصول کافي , سيد جواد مصطفوي , مسجد چهارده معصوم , ج 1 و 2 و 4 .

18 ) مجلسي , محمد باقر , بحار الانوار , موسسه الوفاء , بيروت , ج 13 و 53 .

19 ) مسجد جامعي , عليرضا , پژوهشي در معارف اماميه , وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , چاپ اول , بهار 80  , ج 2 .

20 ) مغيثي , غلامرضا , رجعت از نگاه عقل و دين , قم , زمستان 80  .

21 ) مولانا , سيد ابوالحسن , مهدي و مسئله رجعت , نور ولايت , 1375

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 0:51;  توسط محمد نوريان-محمد امين همداني-عليرضا تقوي;  |