آيات سوره فرقان در مورد اين حقيقت است كه دعوت پيامبر گرامي اسلام دعوتي حق است كه از جانب خداي متعال اين رسالت بر دوش ايشان قرار گرفته است. آيات اين سوره احتجاجي بر مسئله توحيد و نفي شرك و بيان پارهاي از اوصاف قيامت و صفات پسنديده مؤمنين داشته است كه با لحني همراه با انذار و تخويف بيان گرديده. هم اكنون به تعريف گيرتز از دين ميپردازيم تا بتوانيم اركان تعريف وي را بر آيات اين سوره تطبيق دهيم: «دين مجموعهاي از نمادها است كه موجب ايجاد انگيزههاي پايدار ميشود و تصويري فراگير از هستي ارائه ميدهد كه اين مفاهيم با لباسي از حقيقت آراسته شده است بهگونهاي كه اين انگيزهها به شكل واقعگرايانه تلقي ميشوند و اين انگيزهها به شيوه آيين ابراز ميشوند».
در ابتداي اين سوره فرمانروايي آسمانها و زمين و عدم شركپذيري خداوند مطرح شده است كه اين صفات نماد توحيد و وحدانيت و مالكيت خداوند ميباشد كه بر اساس اين نمادها مؤمنين به عمل و عبادت ميپردازند و همين نمادها عواملي است براي ايجاد انگيزههاي پايدار در فرد كه يك تصوير منسجم و منظم از هستي را بر مبناي خالقيت يكتاي جهان ايجاد ميكند. سپس اين سوره به عقايد پيشينيان پيرامون بتپرستي ميپردازد كه عقايد آنان انگيزههاي پايداري را در عبادت اصنام به آنها داده بود كه به شكل واقعگرايانه ابراز ميشد بهگونهاي كه حاضر به پذيرش دعوت پيامبر اسلام و دين حق ايشان نبودند و به تكذيب وي پرداختند. نماد ديگري از دين در اين سوره بيان شده كه با لفظ «ساعه» آورده شده است كه منظور قيامت و معاد است كه مؤمنين از روي ترسي كه از اين روز دارند به عبادت خدا ميپردازند. جهنم و بهشت نمادي از شيوه تمايز افراد براساس عمل آنان در دنيا ميباشد كه در آخرت اعمال ميشود. نمادي كه به شكل واقعي و حقيقي خوبي و بدي را نمايان ميكند. مفاهيمي چون عذاب الهي براي مشركان كه نه ميتوانند آن را دفع كنند و نه راه رهايي دارند و هلاكتي جاويدان و مكرر و... با پوششي از حقيقت بيان شده كه به شكلي منحصر بهفرد و واقعي اين مفاهيم در آيات بيان شده است كه مثلاً جهنم آماده مشركان است يا اينكه خشم و خروش جهنم بلند است. اين هشدار به صورت منحصر به فردي در آيات آمده است. مؤمنين بر اساس نمادهايي كه ذكر شد (همچون بهشت و نعمتهاي جاويدانش، جهنم و عذاب خروشانش، حسرت ظالم و مشرك در قيامت، حشر افراد با معبودهايشان و...) به اعمالي ميپردازند كه اين اعمال ناشي از انگيزههايي است كه در اثر پيبردن به حقايق مذكور بهوجود آمده است. بر اين اساس، مؤمنين در آيينهاي عبادي خود در پي كسب رضايت الهي و همراه با آن به دست آوردن نعمتهاي بهشتي و رهايي از آتش جهنم هستند.
خود پيامبر و معجزهاش قرآن نماد ديگري هستند كه موجب ارائه تصويري واقعي و فراگير از هستي ميشوند. ارتباط پيامبر با غيب و عجز ساير مردم در ارتباط با آن جهان و عوامل غيبي موجب شد كه مؤمنين بر پيامبر به عنوان يك فرد عادل و راستگو حساب كنند به همين دليل سخنان وي كه سرچشمه از وحي داشت موجب انگيزههايي قوي در مؤمنين شد كه اين انگيزهها تصويري از هستي ارائه ميكرد كه با وحي الهي تناسب داشت و موجب ميشد كه درك كه مؤمنين يك درك يگانهگرايي و يكتاگرايي(در خلقت) باشد كه در نهايت اين انگيزهها موجب سعادت و كمال ميشود.
اين سوره به بيان داستانهاي انبياي الهي ديگر پرداخته و اين داستانها را مايه عبرت براي آيندگان ميداند. عذاب اقوام گذشته همچو نوح، عاد، ثمود، اصحاب رس و... نماد خشم خدا بر ظلم آنان و شرك و هواپرستيشان است. از طرف ديگر آفرينش شب و روز، آفرينش خواب و نقش آرامشبخش آن، خلقت بادها و آبها و... را نماد رأفت و رحمت خدا معرفي ميكند.
تمام وعدههاي خدا در مورد روز قيامت و پاداش و عذاب اخروي به صورت حقيقي ابراز شده است كه تمامي نمادها و مفاهيم را لباسي از حقيقت در بر دارد كه جلوهاش همان ملاقات انسان است با خدا و مشاهده اعمالش كه محقق خواهد شد. رفت و آمد شب و روز، نمادي است كه خدا قرار داده تا مؤمنين اين عقايد و انگيزههايشان را به صورت آئين سپاسگذاري ابراز نمايند. قيام و قعود مؤمنين در شب نوع ديگري از آيين خداپرستان است. مؤمنين در آئين عبادي خود از خدا ميخواهند كه عذاب جهنم را از آنان بردارد چون تلقي آنان از جهان اخروي و تجسم اعمالشان به شكل واقعگرايانه در آنان پذيرفته و دروني شده است. انفاق نوعي ديگر از آئين عبادي مؤمنان است كه بر اساس آن انگيزههاي پابرجا كه ناشي از مفاهيم و نمادها است انجام ميدهند تا براي خود در قيامت اندوختهاي داشته باشند.
پس صفات مؤمنان(نماد ايمان) بهطور خلاصه بيان شد كه: 1)تفكر در آيات الهي 2)عبادت در شب 3)انفاق 4)پيروي از پيامبر 5)ترس از قيامت و عذاب الهي 6)پرهيز از قتل نفس 7)پرهيز از زنا 8)بر روي زمين به نرمي گام برميدارند 9)گواهي دروغ نميدهند 10)چون به لغوي برخورد كنند با بزرگواري از كنار آن ميگذرند.
خداوند به اين صفات و نمادهاي مؤمنين لباسي از حقيقت ميپوشاند و آن جزاي بهشت و برخورداري از نعمتهاي ابدي آن در ازاي اعمالشان ميباشد كه اين عامل(پاداش الهي) موجب نگرشي واقعي به انگيزههاي ديني است.
گروه ديگر كافران و مشركان هستند كه پيامبرانشان را تكذيب و تمسخر كردند، قيامت را دروغ پنداشتند، به مردم ظلم نمودند، بتپرستي را رواج دادند و از هواي نفس خويش پيروي كردند كه آيات الهي بر اعمال آنان لباسي از حقيقت ميتراشد و آن اين است كه ايشان با صورت بر جهنم وارد ميشوند و در آتش اعمال خود ميسوزند و حسرت ميخورند.
نوشته شده توسط: سيد عليرضا تقوي


