در عين اينكه ايمان امري دروني است ولي در محيط بيروني و اجتماعي فرد هم تجلياتي دارد يعني ما از روي اعمال و كردار هر فرد مي توانيم به سطحي از ايمان قلبي او دست يابيم البته بايد توجه داشت كه دسترسي به تمام عقايد و باورهاي قلبي انسانها به هيچ وجه ممكن نيست بلكه ما مي توانيم با نمادسازي و ايجاد شاخصهايي به سطح و ميزاني از ايمان افراد برسيم و به آن رتبه دهيم.
به عنوان مثال مي توانيم "ميزان شركت افراد در مراسم هاي ديني" را به مثابه ي شاخصي براي ارزيابي ميزان ايمان افراد قرار دهيم و يا نحوه ي تعامل افراد را با يكديگر مي توان بررسي كرد و ميزان آرامش روحي ناشي از ايمان را در رفتار آنها ديد. زيرا اساس شكل گيري ايمان براي رسيدن به آرامش روحي است يعني فرد اساسا بدين خاطر دست به ايمان به چيزي مي زند تا او را به آرامش نسبي رهنمون كند. از ديگر شاخصهايي كه براي ارزيابي ايمان مي توان نام برد، "ميزان تقيد فرد به انجام دقيق و به موقع سنن" است. كه دانستن اين موضوع كمك خوبي به حل مسايل مي كند.
در باب اينكه چه كسي مي تواند و يا بايد ايمان افراد را بررسي كند، بايد گفت: كه هر انسانشناس و يا مردم شناسي اين امكان را دارد كه ايمان افراد را مورد ارزيابي قرار دهد ولي فقط و فقط از روي همان شاخصها . اينمادهايي(و يا نمادهاي مشابهي) كه ذكر شد. يعني مردم شناس كه هيچ احدي نمي تواند حقيقت ایمان افراد را بطور كامل بشناسد مگر خداي تعالي. هر كس كه بخواهد از ميزان ايمان ديگري با خبر شود تنها با توسل به آن نمادها مي تواند تا سطوحي از آن جلو رود ولي به جايي مي رسد كه خود فرد از دستيابي ديگران به برخي حوزه ها جلوگيري به عمل مي آورد. به بيان ديگر هر فرد مي خواهد كه برخي امور را فقط خودش بداند و نمي خواهد ديگران به آنها دست يابد. اين مرز بين آيينها و ملل مختلف و حتي از فردي به فرد ديگر متغير است.


